ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

55

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

آنگاه ملكشاه او را به بغداد فرستاد تا ترتيب خطبه به نام او را بدهد و او نيز از بغداد با خلعت و منشور حكومت باز گرديد . از آن پس او را در كارها نفوذى بسيار بود و مردم به فرمان او بودند ، چنان كه از امرا كسى به پايهء او نمىرسيد . گوهر آيين بر اين حال ببود تا در اين نبرد كشته شد . بعد از او شحنگى بغداد به ايلغازى پسر ارتق رسيد . حركت بركيارق به خراسان و منهزم شدن او از برادرش سنجر و كشته شدن اميرداد [ 1 ] حبشى امير خراسان چون بركيارق از برادرش محمد شكست خورد ، با اندكى از لشكر خود به رى باز گرديد در رى جماعتى از پيروانش گرد آمدند و او راهى خراسان شد و برفت تا به اسفراين رسيد . آنگاه به اميرداد حبشى بن التونتاق نامه نوشت و خواست كه از دامغان به نزد او رود . اميرداد بر بيشتر خراسان و نيز طبرستان و جرجان فرمان مىراند . اميرداد اشارت كرد كه در نيشابور درنگ كند تا نزد او رود . چون بركيارق به نيشابور رسيد ، نخست رؤساى نيشابور را در بند كرد و سپس آزادشان نمود . آنگاه عميد خراسان ابو محمد و ابو القاسم بن ابى المعالى جوينى را دستگير نمود . ابو القاسم را در زندان او به زهر كشتند . سلطان سنجر به سوى اميرداد [ 2 ] لشكر راند . اميرداد از بركيارق خواست كه در اين نبرد او را يارى دهد . دو لشكر را در خارج شهر نوشجان [ 3 ] نبرد افتاد . در جناح راست لشكر سنجر ، امير بزغش [ 4 ] بود و در جانب چپش امير كند كز [ 5 ] و در قلب امير رستم . بركيارق بر رستم حمله آورد و او را بكشت . قتل رستم سبب شد كه در لشكر سنجر شكست افتد و نزديك بود كه پاى به فرار نهند . بركيارق ، مادر سنجر را اسير كرد . ياران بركيارق دست به تاراج گشودند ، در اين حال امير بزغش و امير كند كز تاخت آوردند . سپاه بركيارق منهزم شد و امير - داد بگريخت . او را اسير كرده نزد بزغش آوردند . فرمان داد كشتندش . بركيارق به جرجان رفت . سپس به دامغان و از آنجا راهى كوير شد . مردم اصفهان او را طلب داشتند . جماعتى از اسرا بدين منظور نزد او رفتند از آن جمله بودند چاولى سقاوو [ 6 ] اما سلطان محمد بر او پيشى گرفته وارد اصفهان شد و بركيارق راه به عسكر مكرم كج كرد . نبرد دوم ميان بركيارق و محمد و هزيمت محمد و كشته شدن وزيرش مؤيد الملك و خطبه به نام بركيارق چون بركيارق در سال 493 از مقابل سنجر بگريخت به اصفهان رفت . ديد برادرش

--> [ ( 1 ) ] متن : امير دلود . [ ( 2 ) ] متن : داود . [ ( 3 ) ] متن : بوشنج . [ ( 4 ) ] متن : برغش . [ ( 5 ) ] متن : كركر . [ ( 6 ) ] متن : چاول صباوو .